فرهنگ تبریز
#یا_سیدالشهداء #یا_حسین #اربعین_1405 ما ملت امام حسینیم #فراغت_غور 📚 فرازی از کتاب "چای عراقی"؛ مج
#یا_سیدالشهداء
#یا_حسین
#اربعین_1405
ما ملت امام حسینیم
#فراغت_غور
📚 فرازی از کتاب "چای عراقی"؛ مجموعه داستان گروهی اربعین
✍️ گردآوری: محمدرضا شرفی خبوشان
◀️ صفحه 7-9
💠 اردل
چه کسی دلش میخواهد بچهاش بمیرد، پارهٔ جگرش بمیرد، کسی که از گوشت و پوست و استخوان خودش است، بمیرد؟ هیچکس. حتی اگر پسرش ناخلف باشد یا دستور خدا باشد، باز هم نمیخواهد. ولی اگر بچهاش فقط پوست و گوشت و استخوان باشد چی؟ اگر این بابا هجده سال تمام روی پنبه این رو و آن رویش کرده باشد و لیشِ کنار دهنش را پاک کرده باشد و غذایش را با پشت قاشق نرم کرده باشد و گذاشته باشد توی دهنش و با انگشت هل داده باشد که برود پایین و روزی سه بار پوشکش را عوض کرده باشد و زخمهایش را پانسمان کرده باشد و مراقب باشد تاولهایش بزرگتر نشود، چی؟
بله، دیگر ته دلش حال و حوصلهای برای زندگی کردن خودش نمیماند، چه برسد که از ته دل بخواهد این گوشت و پوست و استخوان همینطور به زندگی گیاهی یا چه میگویند، نباتیاش ادامه دهد! بله؛ این گوشت و پوست و استخوانِ این گیاه بیخاصیت، صورت یک آدم را دارد. آدم است، بله؛ ریش و سبیل هم دارد، ولی چه فایده؟ یا مدام وق میزند یا وقتی هم جاییش درد نمیکند، به آدم زل میزند. کاش دوتا حرف ب و ا را یاد میگرفت، پشت سر هم میگفت؛ یک بابا ازش میشنیدم و دلم بعد از هجده سال سنگ نمیشد و کم نمیآوردم!
تا قبل از دیدن سحر، راضی به مرگش نبودم. ولی چه کنم؟ کم آوردم. اولین باری که توی دلم مرگش را خواستم، به خدا صدتا فحش به خودم دادم. خواستن مرگش توی نظرم معصیت بود، چه برسد که بخواهم خودم باعث مرگش بشوم! کمکم بیشتر پیش آمد که آرزوی مرگش را بکنم. تا جایی که این اواخر، هر روز به خودم میگفتم اگر این موجود نبود، همهچیز بهتر بود. دیگر اسمش را هم توی دلم نمیگفتم؛ نمیگفتم مثلاً اگر اردلان نبود، میگفتم این موجود. وقتی که به انگشتهای مچاله و تن لخت و زخمهای لای پا و کمر و زیر بغلش نگاه میکردم، بدون هیچ حسّ معصیتی توی خودم میگفتم: «کاش این موجود زودتر میمُرد!»
این حرف سحر بود که «ببرش». هم من میدانستم، هم سحر که جابهجا کردن اردلان امکان ندارد. اردلان بین دو لایهٔ پوستش کلاژن نداشت. با یک نوازش کوچک، بین دو لایهٔ پوستش از درون اصطکاک ایجاد میشد و این اصطکاک مثل یک قارچ زیر خاک، پوستش را ترک میداد و زیر پوستش رشد میکرد و زخم میشد و آب میافتاد و بو میگرفت. سحر گفت: «بذارش صندلی عقب... یه پتو هم بنداز روش.» فهمیدم که سحر منظورش چیست. اردل قبل از رسیدن به مرز، پر از قارچ میشد و قارچهایش رشد میکردند و آب میانداختند و میترکیدند. اردل قبل از رسیدن به مرز مهران میمُرد.
سحر نگفت با هواپیما؛ گفت صندلی عقب، گفت پتو، گفت قبل از مرز. من چرا چیزی نگفتم؟ شاید خانه را یکدفعه بدون اردل تصور کردم؛ بدون بو و عفونت لای درزها و ترکهای دیوار، بدون ضجه و نالهٔ شب تا روز و روز تا شب، بدون خرید باند دویستوپنجاههزارتومانیِ تحریمشدهای که فقط برای دو روزش جواب میداد، بدون سر و کلّه زدن با پرستارهای قهرقهرو و بهانهگیر و فراری، بدون بستری کردنهای دَه - بیستروزه توی بیمارستان. توی خیالم سحر را دیدم بدون اردلان؛ راه رفتن سحر توی خانه، حتی رقصیدن و چرخیدنش وسط هال با لباس ساتن سبز و گل ریز و ساقهای بیرونافتاده و ناخنهای لاکزدهٔ پا و عطر گرم و شیرین و ملس.
💠https://farhang.tabriz.ir/News/11698/
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
✳️برگزاری ویژه برنامه "جاماندگان اربعین حسینی" در امتداد نشست های "بانوان عاشورایی"
همزمان با فرارسیدن اربعین حسینی، ویژهبرنامه «جاماندگان اربعین حسینی» به همت شهرداری منطقه ۴ و با همراهی سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری تبریز و با حضور جمعی از بانوان علاقهمند در فرهنگسرای بهار برگزار شد.
💠https://farhang.tabriz.ir/News/11695/
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
✳️شهرداری منطقه ۴ با همراهی سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری تبریز برگزار می کند:
🏴 «ایوان بهشت» 🏴
▪️عزاداری ی دهه آخر ماه صفر ▪️
🏫زمان و مکان:
سه شنبه ۲۰ مرداد ماه، ساعت ۱۰
مسجد ولیعصر کوچه باغ
سه شنبه ۲۰ مرداد ماه، ساعت ۱۰
فرهنگسرای المهدی (عج)
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
✳️ شهرداری منطقه ۸ به مناسبت اربعین حسینی با همراهی سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری تبریز برگزار می کند :
⚜️ کارگاه روانشناسی تحت عنوان " رویکرد روانشناختی واقعه عاشورا "
خانه تاریخی نیکدل
یکشنبه ۱۱ مرداد
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
✳️کارگاه با موضوع پیامدهای پنهان فضای مجازی
شهرداری منطقه 10 با همراهی سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری تبریز دو کارگاه با موضوع پیامدهای پنهان فضای مجازی در فرهنگسرای ارم برگزار کرد
💠https://farhang.tabriz.ir/News/11696/
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
✳️شهردارى منطقه يك با همراهی سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری تبریز برگزار میکند:
مراسم شبیه خوانی اربعین حسین
این برنامه روز سهشنبه ۱۳ مردادماه ۱۴۰۵ از ساعت ۸ تا ۱۴ در تبریز، چهار راه عباسی آخر خیابان یوسف آباد برگزار میشود و علاقهمندان میتوانند در این مراسم حضور یابند.
💠https://farhang.tabriz.ir/News/11697/
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴فرا رسیدن اربعین حسینی را بر محضر شریف حضرت صاحب الزمان(عج) و بر عموم شیعیان جهان تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم.
💠https://farhang.tabriz.ir/
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
⚫️ متن زیارت اربعین
💠https://farhang.tabriz.ir/
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
حبُّ الحسین ع یجمعنا والقرآن یهدینا
صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
💠https://farhang.tabriz.ir/
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
#یا_سیدالشهداء
#یا_حسین
#اربعین_1405
ما ملت امام حسینیم
#فراغت_غور
📚 فرازی از کتاب "پادشاهان پیاده"؛ خرده روایتهایی از زیارت اربعین
✍️ گردآوری: بهزاد دانشگر، محمدعلی جعفری
💠 راوی: علی طالبی
◀️ صفحه10
💠 https://farhang.tabriz.ir/News/11698/
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
فرهنگ تبریز
#یا_سیدالشهداء #یا_حسین #اربعین_1405 ما ملت امام حسینیم #فراغت_غور 📚 فرازی از کتاب "پادشاهان پیاده
#یا_سیدالشهداء
#یا_حسین
#اربعین_1405
ما ملت امام حسینیم
#فراغت_غور
📚 فرازی از کتاب "پادشاهان پیاده"؛ خرده روایتهایی از زیارت اربعین
✍️ گردآوری: بهزاد دانشگر، محمدعلی جعفری
💠 راوی: علی طالبی
◀️ صفحه10
از سال پیش که گفتند با کارت ملی هم میشود رفت کربلا. دلم میخواست بیایم. من مشمول خدمت بودم. گفتم: بهبه چقدر خوب! ما هم برویم ببینیم چه جوریه. پارسال قبل از اینکه من بیایم گفتند با کارت ملی حق ندارید بیایید. منصرف شدم. بعد شنیدم آخرهایش بچهها با کارت ملی هم رد شده بودند. واقعاً حالم بد شد. حس کردم جاماندهام. حس عقبماندن داشتم توی زندگیام. نمیگویم روزشماری کردم، ولی دلم میخواست که امسال اینجا باشم.
امسال هم مشکلاتی پیش پایم بود، اما توی دلم این بود که امام حسین است و میشود. حالا یک مدل دیگر میگفتم. میگفتم ما میرویم عرض ادب کنیم. اگر تا دم مرز هم رسیدم و نشد رد بشویم، عرض ادب میکنیم و برمیگردیم. اگر طلبید هم که میرویم.
من قبلاً مفهوم واژهٔ «طلبیدن» را نمیدانستم میگفتم: «طلب چیه؟ پاشو برو دیگه. خودت برو!»
ولی پارسال لیاقتش را نداشتم که برسم به اینجا. با همان کارت ملی خیلیهای دیگر آمدند، اما من نتوانستم. امسال واقعاً طلبید و الآن اینجا هستم. بدون پاسپورت و ویزا رد شدیم. البته کارمان درست نبود و ریسک بود، ولی دیگر نمیتوانستم بنشینم توی خانه.
قبل از این خیلی منطقی بودم. تلاش میکردم احساساتی نباشم. هنوز هم خیلی منطقیام. برای همین هم تحت تأثیر نوحه و روضه نبودم. اما بعد از حرکت از حرم حضرت علی علیهالسلام آمدیم توی راه تا به یک موکب ایرانی رسیدیم. ستون ۲۰۱ تقریباً، از خستگی داشتم میرفتم تو اغما، گنگِ گنگ بودم. فقط میخواستم بنشینم. یک روضه شروع شد. خواننده داشت از معرفت و شناخت خودش نسبت به امام حسین میخواند. یکهو گریهام گرفت. اشک ریختم. عمق مطلب را که پیدا کردم، حس کردم خالی شدم. از آن حس اغما درآمدم. قبلاً میگفتم: «خب چیه این مردم رو به گریه میاندازن». تو این روضه یک نفر انگار به نیابت از من خیلی از حرفهایم را زد. بعدازاین روضه خالی شدم، آرام شدم. نشستن پای این روضه پریشانیام را گرفت.
💠 https://farhang.tabriz.ir/News/11698/
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ eitaa.com/farhangtbz
📺 aparat.com/tabrizca
🖼 instagram.com/farhangtbz/
هنرمند گرانمایه
جناب آقای امیر حیدرزاده
هیچ کلامی تسلی بخش درگذشت عزیزان نیست؛ در این روزهای سخت و اندوهبار برای روح پدر بزرگوارتان آرامش و برای حضرتعالی، خانواده محترم و عموم بازماندگان، صبر جمیل از درگاه ایزد منان طلب مینماییم.
روابط عمومی و امور ارتباطات
سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز
✴️ https://eitaa.com/farhangtbz
📺 https://www.aparat.com/tabrizca
🖼 https://www.instagram.com/farhangtbz/
🆔 @farhangtbz